بهراد ایکس

دلنوشته های یک دانشجو!

دلنوشته های یک دانشجو!

بهراد ایکس

اگر میخواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و اینها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر گذاری مینویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال میشوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات
  • ۱ تیر ۹۶، ۲۲:۲۳ - فِ. شین.
    D:

موقتن بدرود

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۵۷ ب.ظ

به علت درگیری و مشغله نمی‌تونم تا یه مدتی توی وبلاگم بنویسم. وبلاگ رو حذف نمی‌کنم چون چیزهایی توش نوشتم که ممکنه به درد بعضیا بخوره. توی این مدتی هم که نیستم هر از چندگاهی سر میزنم برای خوندن کامنت ها و....

ایسنتاگرامم رو موقتن غیر فعال کردم. ولی کماکان توی توییتر هستم. اسپاتیفای هم که جای خودشه! می‌تونید پلی‌لیست‌های پابلیکمو ببینید.

امیدوارم این کار به تمرکز فکری و کاریم بیشتر کمک کنه.

فعلا بدرود دوستان!

(ولی زود برمی‌گردم!)

  • ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۷

تفاوت‌ها را درک کنیم

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۳ ب.ظ

اینکه خاطره‌های مزخرف شما برای من خنده‌دار نیست یا این که دم به دقیقه با عینک دودی تقلبی و ژست‌های مزخرف سلفی نمی‌گیرم و آن را "استوری" نمی‌کنم جرم نیست. اینکه شما از ترکاندن ترقه لذت می‌برید ولی من هیچ حسی به آن صدا ندارم هیچ عیبی را به من نسبت نمی‌دهد. این که به جای دانلود موزیک ویدیوهای تیلور سویفت و سلنا گومز و... صبح تا شب دنبال اخبار فناوری و تکنولوژی‌های جدید هستم، نقص نیست. اینکه از دختربازی و صبح تا شب دنبال ناموس دیگران بودن لذت نمی‌برم جرم نیست. ببخشید که من "لاکچری" یا "شاخ" نیستم، این منم... شما که هستید؟ مطمئنید خودتانید؟!

شما در بهترین حالت یک عروسکید که درونش را به جای احساس یا منطق، با پِهِن پر کرده‌اند. چیزی که شما نام آن را "حیات برتر" یا "لاکچری لایف" می‌نامید یک بیماری روانیست...

ای کاش تفاوت‌ها را درک کنیم. ای کاش قبل از این که درباره دیگران قضاوت کنیم کمی هم به آینه نگاهی بیندازیم.

ای کاش درمان شویم ... ای کاش، ای کاش، ای کاش ...

چرا و چگونه؟

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ب.ظ

به عنوان کسی که ادای وبلاگ نویسها را در می آورد هرگز درکتان نمیکنم. چطور دردهایتان را، نداشته ها و حیرت هایتان را، عشق ها و نفرت هایتان را بدون پروا مینویسید. چطور از قضاوت های دیگران هراسی ندارید؟ چطور در مورد افکار دیگران نگران نیستید؟

چطور انقدر راحت دل میبندید؟ چطور انقدر راحت دستهای یکدیگر را میگیرید و خیلی راحت هم دل میکَنید؟ انکار نه انگار که احساسی هست... (حتی در هورمونی ترین و مادّی ترین تعریفاتش)

چطور انقدر راحت صمیمی میشوید؟ چطور انقدر راحت اعتماد میکنید؟ چطور انقدر راحت پشت میکنید؟ چطور انقدر راحت خیانت میکنید؟

چطور انقدر راحت قضاوت میکنید؟ چطور انقدر راحت میکوبید و خرد میکنید؟ چطور چطور چطور ... ؟

ای کاش ظلم لذت نداشت ...

کنکور نامه ، کنکور چه شکلیه؟

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

با توجه به این که توی دوران جمع بندی هستین و روز به روز کنکور نزدیک میشیم، به صلاح میدونم که یکم راجب روز کنکور و روز قبل و بعدش صحبت کنم. همین اولش اشاره میکنم که من رشتم ریاضی بوده و روز جمعه (بر خلاف تجربی ها که پنجشنبه کنکور دادن) کنکور دادم. پس تجربیات من ممکنه بیشتر به درد مهندسای آینده بخوره تا تزریقاتی های آینده! هدف پست هم کاهش دادن دلشوره های شماست؛ پس تا آخرش بخونید! پس شروع کنیم :
  • ۲ نظر
  • ۰۵ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۰

برای دوستان تحریمی و طرفداران رئیسی

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ق.ظ

با این که مخالف جمهوری اسلامی بوده و هستم ولی در انتخابات پیش رو به "حسن روحانی" (نماینده حزب اصلاحات) رای میدهم اما نه به این دلیل که طرفدار اصلاحاتم، تنها به این دلیل که کابینه احمدی نژاد تکرار نشود. چرا؟ به داستانی کوتاه از کودکی من دقت کنید ...

کودکی هفت ساله بودم که خانوادگی تصمیم گرفتیم خانه ای بسازیم؛ فکر هزینه ها و این که آیا میتوانیم از پس این کار بر بیاییم را هم کرده بودیم و همه چیز طبق برنامه پیش میرفت تا این که در سال 84 محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد. پس از اعمال تحریم ها و واقعه ی "لولو و ممه" و چند برابر شدن قیمت تیرآهن و سایر مصالح ساختمانی تا خرتناق رفتیم زیر بدهی. میپرسید چند سال؟ جواب میدهم 7 سال. 7 سال طول کشید تا بدهی هایمان را به این و ان پرداخت کنیم. تحریم ها روی آقایان تاثیر نداشت ولی روی من چرا ... کودکی من در این 7 سال نابود شد...

من میفهمم که پول توی جیبی نداشتن یعنی چه. لباس نو برای عید نداشتن یعنی چه. کادوی تولد و حتی خود تولد نداشتن یعنی چه. از ترس حجالت زده نشدن پدر چیزی نخواستن یعنی چه. نداشتن یعنی چه.عقده و افسردگی یعنی چه. کودکی نکردن یعنی چه ... همه اینها را میفهمم...

آیا میدانستید در سال 84 تعداد افرادی که در انتخابات شرکت نکردند (روش-عن فکران محترم) بیشتر از تعداد آراء محمود احمدی نژاد بوده؟ آیا میدانستید اگر نصف این افراد (منظور دوستان تحریمی) به جای تحریم انتخابات، به هاشمی رفسنجانی رای میدادند احمدی نژاد رئیس جمهور نبود؟ کمی فکرش را بکنید. (امیدوارم قانع باشید که با توجه به سوابق و شواهد، هاشمی بد و احمدی نژاد بدتر است.)

دوستان، در انتخابات پیش رو دو رقیب اصلی روحانی و رئیسی هستند. کابینه رئیسی و احمدی نژاد را مقایسه کنید. میدانم که وضع امروز ما اصلن خوب نیست ولی مطمئن باشید میتوانیم جلوی بدتر نشدنش را بگیریم، جلوی نابودی بهترین سالهای زندگی میلیون ها ایرانی را بگیریم، جلوی پوپولیست های غارتگر را بگیریم.

تا آزادی راه زیادی مانده، انتخابات پیش رو به هیچ وجه آزاد نیست ولی این تنها چیزیست که از آزادی برایمان مانده. با رای ندادن و یا رای دادن به رئیسی وضعیت را بدتر نکنیم. دوره ی رئیسی 4 یا 8 ساله نیست، بلکه 40 ساله است ...

       -از طرف کودک فقیر دیروز



پ.ن 1: اگر میخواهید بگویید که 8 سال احمدی نژاد پاکترین دولت تاریخ بوده و رئیسی نماینده خدا روی زمین است به شما پیشنهاد میکنم کمی تلویزیون را خاموش کرده و پرونده های فساد دولت بهار و فساد جمنا و فساد آستان قدس رضوی را دنبال کنید.

پ.ن2: اگر هم میخواهید به فساد اصلاح طلبان اشاره کنید باید بگویم که من بیشتر از شما به فساد آنها آگاهم، ولی منطقم این است که به "بزغاله" رای بدهیم تا "شغال" نیاید سر کار :) ...

  • ۴ نظر
  • ۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۰۰