بهراد ایکس

دلنوشته های یک دانشجو!

دلنوشته های یک دانشجو!

بهراد ایکس

اگر میخواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و اینها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر گذاری مینویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال میشوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

کنکور نامه ، آینه ی اشتباهات من

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۴۴ ب.ظ

اگه بخوام بدون مقدمه وارد اصل مطلب بشم ، من رتبه ی چندان خوبی توی کنکور نیاوردم! با این که تلاش زیادی برای رسیدم به هدفم کردم اما چند اشتباه ساده باعث شد که من نتونم نتیجه ای رو که لایقشم رو کسب کنم! الآن حدودا یک ماه از کنکور من گذشته و الآن که فکر میکنم ، میبینم که بهتره که این اشتباهات رو با شما به اشتراک بگذارم! در طی روز ها و هفته های آینده من به چندین سوال مختلف و ابهام پاسخ میدم و شما هم میتونید سوالات خودتون رو از بخش نظرات بپرسید ، در حد توانم جواب میدم.

در طی این پست ها صرفا تجربیات خودم و چیز هایی که واقعن هستند رو توضیح میدم و کاری به گفته ها و تخیلات سایر دوستان ندارم ؛ گفته ی سایر دوستان به نوبه ی خودشون متین و محترمه ولی من صرفن دانسته های خودم رو مینویسم. 

این که آیا تبلیغات های تلویزیونی واقعا درستند؟ آیا واقعا باید برای کنکور DVD های چند میلیونی موسسات مختلف رو بخریم؟ باید کلی خرج کتاب و کلاس کنکور کنیم؟ آیا توی این مسیر به مشاور نیاز داریم؟ اصلن از کی باید برای کنکور شروع کنیم؟ و کلی سوال مهم دیگه ... !

منتظر پست های بعدی من باشید! فعلا ... !

  • ۰ نظر
  • ۲۲ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۴۴

تولد دوباره

پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۱۷ ب.ظ

با سلام ! 11 ماه و خوردی گذشت و من برگشتم ! 

نمیدونم چی میشه گفت ، نمیدونم چیکار میشه کرد .... . درست سه ساعت پیش کنکور رو دادیم رفت و هم خوشحالم هم ناراحت! خوشحالم از این بابت که از زندگی نباتی میام بیرون و به زندگی نرمال و عاددیم برمیگردم و ناراحت از این که قد تلاشم نتیجه نخواهم گرفت! اونهمه درس اونهمه چک نویس اونهمه کتاب آخرشم هیچی ! 

اما چیکارش میشه کرد دیگه تموم شد و من موندم و یه زندگی ...

از این به بعد سعی میکنم توی زندگیم هدف گذاری داشته باشم و از این هپل و هپو بودن بیام بیرون. (البته بعید بدونم دیگه اون آدم سابق شم ...! )

از این به بعد سعی میکنم هی به خودم بگم که «کنکور پایان زندگی نیست» و «دائما یکسان نباشد حال دوران ، غم مخور» !

از این به بعد درمورد کنکور هم مینویسم تا تجربیاتمو در اختیار شما عزیزان قرار بدم و شما مث من نشید! و مطمئنم که یک رو زانتقام جوونیِ از دست رفتمو از این مملکت میگیرم ...

از این به بعد میخوام بیشتر کتاب غیر درسی بخونم ، به نظم بعضی کتابها مثل کتاب «راز» یا «صد سال تنهایی» یا «بیشعوری» کتابای جالبی میان و میخوام بخونمشون ... !

از این به بعد میخوام لذت ذنیا رو ببرم و شاد باشم ! شادِ شاد!

و در پایان : 

«دائماً یکسان نباشد حال دوران ... غم مخور!» 

اگر بار گران بودیم ، رفتیم ... !

دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۴۹ ق.ظ

با سلام! آخرین مطلبی که نوشتم مهر سال قبل بود ، الآن مهر سال بعده ! دقیقا یک سال گذشت ... ! این یک سالی که گذشت برای من پر بود از تجربه ، دردسر ، درس ، دردسر ، بدبختی ، دردسر ، امتحانات نهایی ، دردسر ، قلم چی ، دردسر و خلاصه پر از درد سر بود و به همین علت نه تونستم وقت کنم وبلاگم رو آپدیت کنم و نه تونستم درست و حسابی توی علمدان مطلب بنویسم. 

توی این یک سال خیلی تغییر کردم ... خیلی تغییرات بزرگ که وقتی بهشون نگاه میکنم به این نتیجه میرسم که هرکسی باید هر چی که توی ذهنشه رو یکبار مرور کنه و به پای کرسی منطق بنشونه و تعصب رو بذاره کنار و بیشتر به وادی انسانیت نزدیک شه تا بقیه چیزا ...

الآن هم که پست میذارم فک نکنید برگشتما ... ! این پست خداحافظیه تا 24 تیر سال دیگه ! وقتی کنکور رو دادیم و از شرش خلاص شدیم کلی برنامه داریم ! از لاغر کردن بگیر تا ساختن پادکست برای بهراد ایکس ! درسته که هدفم مکانیک دانشگاه شریف ولی بعید بدونم آینده من (و خیلیای دیگه) توی درس باشه ، من بیشتر تمایل دارم آینده خودمو تو عرصه وب رقم بزنم تا درس ! 

برای همین شابد بهراد ایکس تغییر ماهیت بده و از «خط خطی های یه بیکار» تبدیل شه به «خطی خطی های یک توسعه دهنده وب» ! علمدان فعلا بستس ولی بعدا دوباره باز میشه ؛ اینبار قدرتمند تر و با شکوه تر از قبل میشه (قول میدم ! ) !

توی این مدتی که نیستم فک کنم 90 درصد اوقات بیداریم صرف درس بشه (البته اگه اینستا رو پاکش کنم ... ) و میدونم که خیلی سخته (ولی چیکار میشه کرد؟ ) ... ولی جاره ای نیست و باید این راه رو بریم (بالاخره شتریه که دم خونه همه ماها میشینه ...) . سعی میکنم توی این یک سال بیشتر امیدوار باشم تا افسرده ( البته میدونم که جای هیج امیدواری نیست ولی چیکارش میشه کرد ...) ...

خلاصه اگر بار گران بودیم ... رفتیم ... ! از الآن فعلا تا یه سال دیگه ( البته یه سال که نه ، 10 ماه ... ) ...


اگر ناامید هستید به این آهنگ از گروه «بزرگ» به اسم «بیتاب» گوش بدید ... امیدوارم تأثیر گذار باشه براتون ... (اگه کیفیتش کمه ایراد از من نیست و خود بیان کیفیتش رو میاره پایین ... کیفیت اصلیش رو از اینجا دانلودش کنید )

نیست این آسون نه ... دیگه بسه ها رفتن 

آزادم ... بال دارم جام بالاست من ...

من واسه این کار زاده شدم ... من اینبار آماده شدم 

من واسه این کار ساخته شدم  ... من بیتاب ... بیتابم ...

 
 
  • ۱ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۴۹

دین و زندگی - یک جنایت سازمان یافته!

پنجشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ۰۹:۰۲ ب.ظ
با سلام! میدونم خیلی وقته نبودم و دلتون حسابی برام تنگ شده! (اوج اعتماد به نفس) 
راستیتش من امسال میرم سال سوم دبیرستان و چون سمپادیم (پرچم بالاست) باید کلی خر بزنم واسه همین شاید به زور برسم سایتم علمدان رو آپدیتش کنم شاید وقت نکنم به "بهراد ایکس" درست و درمون برسم ... اگه یه وقت آمدید نبودیم به بزرگی خودتون ببخشید ... ♥ حالا بریم سر اصل مطلب!

راستیَتش از وسطای جنگ کتاب دینی سالهای دبیرستان اسم خودش رو به "دین و زندگی" تغییر داد و همون مطالب نسبتاً ساده ای بود که از دوم ابتدایی هی تو گوشمون میخوندن ... تنها تفاوت عمدش "کنکور" بود و بس ...
شاید باورتون نشه ولی تا سال 83 سوالات کنکور خیلی راحت بودن ... در حدی که اگه شما یخورده از اون چیزایی که خوندید رو به یاد داشته باشید میتونید همشونو درست جواب بدید ... مثلا یه نمونه از سوالات اینه : امام عسن عسگری چن سال امامت کرد؟ 6 :|

طوفان پس از آرامش

اما بعد از سال 83 به طرز وحشتناکی هم سوالات و هم کتاب دین و زندگی پیچیده شد به طوری که کلاسای دین و زندگی به حوزه شبیه شد تا مدرسه و کتاب رو پر کردن از آیه ... آیه هایی که هرکدوم 3-4 تایی پیام (با بد ترین نوع نوشتار و کلمات عجیب غریب) دارن و بد تر از همه ی اینها توی هر کنکور حداقل 18 تا از این آیه ها میاد ... 
حالا اینی که این 18 تا زیاده یا کمه زیاد مسئله ای نیست ... مسئله اینه که شما باید همه ی پیام های آیات سال های 1 2 3 دبیرستان رو به همراه آیاتش به خاطر داشته باشید ... با یه حساب سر انگشتی میشه فهمید که شما باید حدودا 200 تا آیه ی ناقابل رو با تمامی جزئیات و مخلفات حفظ کنید ...

تازه این تمام ماجرا نیست و کلی بخش دیگه مونده ... یکیش که از بقیه اعصاب خورد کن تره سوالات متنن ... متن رو هم که قربونش برم طوری نوشتن که انگار داریم وصیت نامه ی قرقره میرزا ی قاجار که مال 250 سالیشه رو میخونیم ... تازه اگر هم بتونیم بخونیم نمیتونیم بفهمیمشون از بس که پیچیدن :| تازه اگه تعدادشون کم بود باز یه چیزی اما از هر درس راحت 20 تا سوال در میاد :|

حالا یه چیز دیگه بد تر از همه ی اینها هست و اون هم اینه که ضریب سوالات دین و زندگی 3 هستش ! (قابل توجه کسایی که نمیدونن : ضریب سوالات ریاضی 4 و فیزیک 3 هستش) یعنی چه؟ مگه ما میخوایم آخوند شیم؟ اگه سوالاتش درست و حسابی بود بازم یه چیزی اما میبینی روی سوال 3 سطره و جوابها هم هرکدوم 1.5 سطر! 

اصن با عقل جور در نمیاد! منی که میخوام مهندس مکانیک این مملکت رو بخونم باید اولویت اولم فیزیک باشه اما وقتی میبینم که ضرایب فیزیک و دین و زندگی برابرن کجبورم از وقت فیزیکم بزنم و دین و زندگی بخونم. (اونم اگه بتونم ... )

نتایج این کار چی میشه؟

خیلی سادست! بسیاری از افراد که توی فیزیک و ریاضی و زیست شناسی  استعداد دارن و دین و زندگی رو "کم" میخونن به طور نا عادلانه از گردونه ی کنکور و دانشگاه های برتر (مثل شریف و تهران و... ) حذف میشن اما کسایی به این دانشگاه ها راه پیدا میکنن که اساساً پایه ی دروس تخصصی شون متوسطه ولی به لطف دین و زندگی و عربی به جا هایی میرن که لیاقتشون اونجا ها نیست! 
اصلا منطقی نیست! یه مهندس مکانیک چرا باید فرق بین دایت تشریعی و اون یکی که یادم نیست رو بدونه؟ مگه به کارش میاد؟ 
از طرفی برخی مجموعه ها و معلم ها مثل کنکور آسان است و این کوفت زهر مار ها دندون تیز میکنن تا از گفتن نکات کنکوری و این چیزا برای دین و زندگی پول به جیب بزنن ...

شما باشید اسم این کار رو چی میذارید؟ چرا باید یک همچین خیانتی در حق این مملکت صورت بگیره؟ خیانت نه ... یه اسم بهتر براش هست ... جنایت ...


شما چه نظری دارید؟ آیا با نظر من مخالفید؟ نظر بدید! ممنونم!


عکس :: شیراز / تخت جمشید

سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۱۴ ب.ظ

شیراز :: تخت جمشید

برای نمایش عکس در سایز اصلی روی عکس کلیک کنید.

این عکس توسط خودم و نوروز امسال گرفته شده ، خواهشا کپی رایت رو رعایت کنید ♥

هشتگ (#) چیست و چه کاربردی دارد؟

چهارشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۴۶ ب.ظ

با سلام ، شاید باورتون نشه ولی من قراره از این به بعد یک سری آموزش های مبتدی رو توی این وبلاگ بذارم امیدوارم که به کارتون بیاد. خواستم از "هشتگ" (به انگلیسی Hashtag) شروع کنم که این روزا باید این چیزا رو دونست. توی شبکه های اجتماعی بزرگ مثل فیسبوک یا توییتر امکان اینکه پست های ارسالی رو موضوع بندی کنید وجود نداره. مثلا نمیتونید موضوعی به نام اقتصاد رو داشته باشید و برای اون پست بدید. به همین علت مدیران این شبکه ها تصمیم گرفتن از چیزی به نام "هَشتَگ" استفاده کنن. طریقه ی کارش هم بسیار ساده هستش ... شما یک # (بخونیدش = شارپ) ایجاد میکنید و بعدش کلمه ای که میخواین راجبش بنویسید رو قرار میدید. مثلا #اقتصاد . 

به نمونه زیر از فیسبوک دقت کنید :

شما با کلیک کردن بر روی این تگ ها ، میتوانید تمامی پست هایی را که با این اسم ها تگ شده اند را ببینید. به همین سادگی!

این هشتگ ها میتوانند در هر موضوعی باشند. اگثر این هشتگ ها مناسبتی اند و برای یک دوران خاصی به کار میروند. برای مثال در ماجرای ربوده شدن 200 دختر نیجریه ای توسط بوکوحرام ، هشتگی با نام #BringBackOurGirls رایج شد که حتی میشل اوباما (همسر باراک) و بازیگران مشهور و مطرح نیز در آن شرکت کردند. شما میتوانید هشتگ های استفاده شده و معروف در سایت های "hashtags.org" و "wthashtag.com" مشاهده کنید! 


فعلا!

به روز رسانی

چهارشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۴۰ ب.ظ


از این به بعد به جای غر زدن و این حرفها یکم آموزش قرار میدم که شاید به کارتون بیاد!

قربونتون ♥

  • ۱۴ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۴۰

تولدم مبارک...

دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۳۲ ب.ظ

امروز دیگه 16 سالمه ...

اما تنها تر از همیشه ام ...

تولدم مبارک...

کامنت خاموش...

  • ۰۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۳۲

سال نو یعنی تو ...

پنجشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۲، ۰۴:۲۴ ب.ظ

با سلام ... سال 92 با همه ی بدبختی های رنگارنگش به سر رسید ... امیدوارم سال دیگه سال خوبی برای همه باشه!

این آرتورک کوچیک هم توسط خود بنده ساخته شده ... کپیش هم کنید ایراد نداره ...

درضمن ... یه آهنگی بود که خواستم بذارم تا همه بشنون ... اثر محسن چاوشیه و خیلی زیباست ... حتما بشنوید ...

سال نو یعنی تو ... 

وقتی که از در تو میای ... 

نذر کردم امشب ... 

سفره چیدم که بیای ...





(بابت کیفیت کمش ببخشید ... اگه میخواید کیفیت اصلیشو بشنوید اینجا کلیک کنید!)

معدل!

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۰۶ ب.ظ

با سلام .. کارنامه هامون رو دادن! به نظرتون معدلمون چطوره؟

اگه خواستین معدل خودتونم بگین!

مرسی ♥

پ.ن.1 : دنبال یه قالب جدیدم! از این قالب خسته شدم!

پ.ن.2 : اوه اوه ... یاس یه دونه تراک داده یه دونست! {لینک دانلود}

پ.ن.3 : میخوام برم کلاس رباتیک!

بلاگفا و مشکلاتش!

جمعه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۲، ۱۱:۳۳ ق.ظ

با سلام و خسته نباشید خدمت همه ی شما هایی که تو وسط تابستون حوصلتون مثل من سر رفته! والا من تصورم از تابستون این نبود! خعلی کسل کنندس! حالا بگذریم ...


این دومین انتقاد من به سیستم بلاگفاست ! و از همتون خواهش دارم که تا تهش رو بخونین! چون مهمه!


چند روز قبل این خبر به دستم رسید که مدیر بلاگفا رو دستگیرش کردن! و اون هم قراره که تغییرات کلی رو ساختار کلی بلاگفا بده! (برای این خبر منبع خوبی پیدا نکردم ولی تا همین اندازه میدونم که حقیقت داره!)


تازه  بر طبق این سیاست های جدید تمامی وبلاگ هاش شخصی بلاک میشن!!


مدیر بلاگفا یک فردیه به اسم علیرضا شیرازی که تا حالا چندین بار به خاطر همین موضوع دستگیر شده و پاش گیره و به همین علت نمیتونه زیاد برای پیشرفت بلاگفا سعی کنه! واسه همینه که انقدر عقبه و نمیتونه کاربرانش رو راضی نگه داره! ولی حالا چی کار کنیم بهتره؟

پشنهاد من ( طبق معمول همیشه :دی ) بلاگ بیانه به چند دلیل:


1- داشتن محیط پیشرفته در عین سادگی! : مثل این که دارین با وردپرس کار میکنین و یا شایدم بهتر! 


2- پشتیبانی فوق العاده قوی : ممکن نیست که شما یه تیکت برای اونها بفرستین و اون ها در عرض دو روز به شما جواب ندن!


3-سر راست بودن آدرس دامنش! : blog.ir به همین  سادگی و به همین خوشمزگی!


4- زیر مجموعه ای خدمات بیان هستش! : این یعنی شما با عضیت در بیان هم میتونین از بیان باکس ( که سه گیگ فضای رایگان میده ) و هد ( که سرویس ایمیل دهیشه ) و سلام ( که موتور جست و جو گر فوق العاده ای هست ) و همچنین بلاگ ( که سه ساعته دارم براش ضر میزنم!) استفاده کنید!


5- امنیت فوق العاده بالا! : امنیت این مجموعه به گونه ای بالاست که شما امکان نداره که هک بشید!

و چند تا دلیل دیگه شما ازش سر در نمیارید!


پس همین حالا برید توش ثبت نام کنید!( برای انتقال به صفحه ی ثبت نام بر روی اینجا کلیک کنید)

در ادامه ی مطلب هم چند تا عکس از محیطش گذاشتم که خودتون برید ببینید چیه! آدم فکش هنگ میکنه! 

پس فعلا!


تولدم مبارک!

يكشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۳:۱۰ ب.ظ

با سلام

امروز روز خاصیه واسم

 15 سال پیش تو این موقع من به دنیا اومدم :دی

هیچی دیگه...تولدم مبارک! 

منتظر کامنتاتون هستم! اگه یکم دیر تایید شدن معذرت میخوام!

نوروزتون مبارک...

پنجشنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۲، ۰۲:۳۰ ق.ظ

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

 از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی

 نوروز مبارک

  • ۶ نظر
  • ۰۱ فروردين ۹۲ ، ۰۲:۳۰

من منتقل شدم!

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۱، ۰۷:۳۰ ب.ظ

میدونم کار احمقانه ایه که این وبلاگ با پیج رنک 2 رو ول کنم و بچسبم به بلاگ جدید ولی یه نکته ی بزرگ هست که همگی باید بدونین...

امنیت شرط اول وبلاگ نویسیه!

متاسفانه بلاگفا از امنیت کافی برخوردار نیست...چون پروتکول SSL نداره و این امر کار رو برای هکر های حرفه ای آسونتر کرده!

شما شاید متوجه نشین ولی بلاگفا اکثر مواقع تحت حمله ی هکراست! خود فرد سورنا که این روزا غوغا کرده بود گفته که هدف بعدش بعد از سرویس سایت ساز "رزبلاگ" بلاگفاست! و قراره یه اتفاق بزرگ بیفته! ولی چیه نمی دونم ولی عاملش قراره همین سورنا باشه....

اما الآن کجا امنه؟

اینم سوال بزرگیه که الآن کجا امنه؟  باید خدمتتون عرض کنم اونی که هزینه بیشتری برای سرویسش گذاشته بهتره! من سرویس وبلاگ دهی بیان رو به شما پیشنهاد می کنم! 


blog.ir


این سرویس مال شرکت بیان هستش که این روزا خیلی مشهور شده! خیلی هم امنه! خودشم امکاناتش بالاست و آدم وقتی باهاش کار می کنه فک می کنه که داره با وردپرس کار میکنه!

در ضمن پروتکل SSL هم داره...ینی با HTTPS میتوونین وارد وبلاگتون بشین که خدمت بزرگیه! بهش میگن ورود امن! و یه امکان محشرش هم اینه که میتونین تمامی مطالبتون رو..با تمامی نظرات و برچسب هاش منتقل کنین به وبلاگتون توی بیان! 

و کلام آخر این که من رفتم رو وبلاگ بیان....اونایی که میخوان لینک بشن بیان اونجا و تو نظرات اعلم آمادگی کنن!!! خخخخخ