بهراد ایکس

دلنوشته های یک دانشجو!

دلنوشته های یک دانشجو!

بهراد ایکس

اگر میخواستم برای خودم بنویسم، استفاده از نرم افزاری مثل notepad برای این کار کافی بود، نیازی به اینترنت و اینها هم نبود، قضاوتی هم نبود ولی اثری هم نبود. برای اثر گذاری مینویسم...

اطلاعات بیشتر در بخشِ "بیوگرافی".

درضمن خوشحال میشوم که از این جعبه ی پایینی هم استفاده کنید.

آخرین نظرات

چرا و چگونه؟

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ب.ظ

به عنوان کسی که ادای وبلاگ نویسها را در می آورد هرگز درکتان نمیکنم. چطور دردهایتان را، نداشته ها و حیرت هایتان را، عشق ها و نفرت هایتان را بدون پروا مینویسید. چطور از قضاوت های دیگران هراسی ندارید؟ چطور در مورد افکار دیگران نگران نیستید؟

چطور انقدر راحت دل میبندید؟ چطور انقدر راحت دستهای یکدیگر را میگیرید و خیلی راحت هم دل میکَنید؟ انکار نه انگار که احساسی هست... (حتی در هورمونی ترین و مادّی ترین تعریفاتش)

چطور انقدر راحت صمیمی میشوید؟ چطور انقدر راحت اعتماد میکنید؟ چطور انقدر راحت پشت میکنید؟ چطور انقدر راحت خیانت میکنید؟

چطور انقدر راحت قضاوت میکنید؟ چطور انقدر راحت میکوبید و خرد میکنید؟ چطور چطور چطور ... ؟

ای کاش ظلم لذت نداشت ...

  • ۹۶/۰۳/۲۵

نظرات (۱۱)

همین الان خودت بی پروا نوشتی (:
+ مردم به سردرد خودشون بیشتر از مرگ من و تو اهمیت میدن، بزار تو حال خودشون باشن، قضاوت کنن (:
پاسخ:
به نظرم همچین بی پروا هم نبود چون تَهِش از اولش مشخص بود.
+ اینکه مردم به سر درد خودشون بیشتر از مرگ من اهمیت میدن که درسته ولی تو آخرِ قضیه رو دیدی. اون وسط چه زجری میدن به آدم.
اوهوم (:
+ نمیدونم چرا، ولی از وقتی که اون جمله رو شنیدم و فهمیدم، دیگه زجرم هم نمیتونن بدن D:
پاسخ:
متاسفانه یه همچین چیز هایی دست خود آدم نیست. تو عذاب میکشی ولی به خودت تلقین میکنی که عذاب نمیکشی و این توهم بهت احساس آرامش میده.
البته شایدم من چپ فکر میکنم...
هوم چی بگم
بعد کنکور میام مرتبط نظر میدم قول قول
میشه بگین دانشگاهتون چطوره؟جوش؟راضی هستین؟
پاسخ:
خواجه نصیر تنها بدی هایی که داره اینان:
1- در حد امیرکبیر و تهران شناخته شده نیست واسه همین ممکنه برا بعضیا هی توضیح بدی که به خدا دولتیه غیر انتفاعی اینا نیست و اینا.
2- دانشگاه هاش توی یه مکان نیستن. منظورم اینه که مثلن دانشکده های مهندسی مکانیک، صنایع و متالوژی توی ونک (بهش میگن پردیس ونک) هستن. دانشکده علوم و برق و کامپیوترش تو سیدخندانه. ریاضی و هوافضاش تهرانپارسه. البته این یه خوبی هم به حساب میاد چون توی اقصا نقاط تهران (به لطف کارت دانشجوییت) توالت داری :))

ولی در کل منی که مهندسی مکانیک میخونم خیلی راضیم. جوش رو نسبت به سایر دانشگاه ها بیشتر دوست دارم. مثلِ شریف خشک مذهبی نیست.
خب بحث تلقین رو که پیش بکشی همه چی تلقین محسوب میشه، زیادی فک کنی پوچ گرا میشی D:
البته خودم هم شاید پوچ گرام (همون اموجی که دستش رو صورتش و فکر میکنه)
نه بابا، چپ چیه؟ واقع گرایی (:
+ ممنون اون پچ پچ رو گفتی v:
پاسخ:
کلن یه مشت "نمیدونم چی هستیم" دور همدیگه جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم. :))
وای مرسی که وقت گذاشتین
دانشکده عمرانش کجاست؟عمران داره دیگه؟
شما رشتتون رو خیلی وقت پیش انتخاب کرده بودین چطوره؟راضی هستین؟تور دانشگاه داره واسه آشنایی با رشته ها؟

میدونم هنوز کنکور ندادما ولی خب سواله دیگه😅😅😅
پاسخ:
نه باو خواهش میکنم این چه حرفیه.
دانشکده های عمران و عمران نقشه برداریش میردامادن. (تقریبن یخورده بالاتر از میدون ونک)
من آره. علاقه داشتم به مکانیک نمیدونم چرا. اون آینده ای که برای خودم متصور بودم فقط از مکانیک میشد بهش رسید و راضیم.
دانشگاه که نه تور نداره ولی هر از چند گاهی همایش کنکور و اینا برگزار میکنن تو دانشگاه.

اتفاقن خیلی هم خوبه که از الآن اینا رو میپرسین. امیدوارم موفق باشید. 😉🤞
والا D:
+ It's a perfect illusion
پاسخ:
(همون ایموجی که مثل سیامک انصاری زل میزنه به دوربین.)
D:
من خیلی به کمکتون احتیاج دارم
روزای خوبی نیستن و احتمالنم که بمونم (زبونم لال)
به ایناش کار ندارم اصلا
سوالم اینه
زندگی تو یه شهر دیگه مثل تهران چه قدر سخته؟و درس خوندن تو یه دانشگاه خوب چه قدر سخته؟
پاسخ:
چقدر بی رحمانه تایپ میکنید آدم جون به لب میشه :|
کنکور تا یه جایی سخته و بعد یه مرزی این شمایید که به خودتون سخت میگیرید. کنکور اونقدرا هم غول نیست بخدا ...
حالا بگذریم.
ببینید جواب سوال شما خیلی سخته. چون نگفتید از چه لحاظ؟!
ببینید اولش به شرایطی بستگی داره که دانشگاه در اختیارتون قرار میده. منظورم اینه که مثلن علم و صنعت برای دخترای ورودی 95 ـش خوابگاه نداد و همشون خصوصی خوابگاه گرفتن. و متاسفانه اطلاع رسانی دانشگاه ها توی این زمنیه خیلی بد صورت میگیره. واسه همین ممکنه به شما خوابگاه نرسه و این اتفاقات (هر چند که احتمالش کمه و رفته رفته وضع داره بهتر میشه) بیفته. (همونطور که برای من اتفاق افتاد.) با این فرض اینو گفتم که به احتمال زیاد خوابگاهی بشید ولی اگه فامیل درجه یکی یا اقوام خیلی آشنایی دارید توی تهران و میتونید پیش اونها زندگی کنید بحثی نیست.
مورد دوم هم به شرایط مالی شما و خانوادتون بستگی داره و اینکه چقدر ولخرجی میکنید :). اونها چقدر میتونن شما رو حمایت مالی کنن؟ شما با اومدن به تهران یک زندگی نسبتن مستقلی خواهید داشت. واسه همین اولش یخورده برای همه سخته ولی بعدن عادت میکنید و شیرین میشه براتون و میفهمید که چه خوب شد که این اتفاقات افتاد. ولی اون تیکه سختش وابستگی به خانوادست که ممکنه یکم اذیت کنه شما رو.
خود تهران هم یکم بی رحمه ولی یاد میگیرید کم کم. باید خیلی مراقب باشید و حواستون جمع باشه، مورد داشتیم گوشی 3 میلیونی طرف رو از دستش قاپیدن. نه این که کل تهران اینجوریه ها،نه. باید حواستون جمع باشه. از من که تا الآن چیزی نتونستن بدزدن :)) در واقع نگاه شما رو به زندگی باز میکنه. مثلن یک بار که برید از بازار خرید کنید کاملن متوجه میشید حرفم رو :))
(متاسفانه انصافِ اصناف توی تهران یکم کمه.)
تهران شهر شلوغیه. بسته به این که دانشگاهی که هدفتونه و ازش قبول میشید کجای شهره شلوغیش فرق میکنه.
مثلن شریف طرفای میدان آزادیه و اونجا ها شلوغه یکم. تهران توی میدان انقلابه که اونجا خیلی شلوغه. ولی از چهار راه ولی عصر که میاید بالا تا طرفای یوسف آباد آروم میشه ولی ونک به بالا (میرداماد تا تجریش) خیلی شلوغه. (ولی جاهای خوبه شهره)
کلن اون تیکه های ترسناک تهران راه آهن و پایین تر از اونجاست که یکم خوفناکه. ولی در کل شهر توسعه یافته ایه.
البته من فقط تیکه های بدشو گفتما. تیکه های خوب خیلی زیاد داره. مثلن اینکه تعداد جاهای دیدنیش خیلی زیاده. پره از پارک و کافی شاپ. همه نوع آدمی میبینید.
و سوال دومتون. ببینید بعد ورود به دانشگاه چون یکم به شرایط عادت نکردید هنوز، درس خوندن براتون سخت میشه. و درسها هم یهویی یکم پیچیده میشن. مثلن توی فیزیک عمومی 1 میبینید که مثلن توی سینماتیک فرمولی دیگه حفط نمیکنید، فقط انتگرال میگیرید. (کلن خلاصه دانشگاه اینه که درسهای ساده دبیرستان رو با انتگرال قاطیش کردن. :))
ولی در کل برای معدل درس نخونید.
و این رو هم در نظر داشته باشید که درسهاتون رفته رفته سخت میشن. ولی شما هم عوض میشید. ;)
کلن دانشگاه خیلی فرق داره.
نگران نباشید.
سلام راستش جوابتون رو همون دیشب خوندم و کلی هم خوشحال شدم که اینقدر زحمت کشیدین و وقت گذاشتین و با حوصله همه چیو توضیح دادین واقعا شرمنده شدم و خیلی ممنونم ازتون.خب یه هفته مونده و هی فکر و خیال میزنه به سرم و بعدشم تو یه جریانی قرار گرفتم که بمونم یه سال دیگه و بعد یه جریان دیگه ازونور میاد که قضاوت میکنه و.... :| هعی نگم بهتره اصلن
راستی آی دی اینستاتون همونه دیگه؟به زودی برمیگردم :| فالوتون میکنم دوباره
پاسخ:
نه بابا این چه حرفیه.
به این چیزا فکر نکنید.
اره همونه ولی تقریبن خیلی وقته که پست نذاشتم.
وای اون توالته فقط 😂😂😂

یه عمر درس نخوندی که توالت داشته باشی تو تهران که ! خوبی های دیگسو میگفتی خب :))

پستت رو نمیفهمم . بهرحال ادما فرق دارن :)
پاسخ:
:)
  • کنت دراکولا
  • در مورد اعتماد باید بگم:اعتماد کن تا بهت اعتماد کنن!
    پاسخ:
    کردم نشد، نکن نمیشه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.