بهراد ایکس

دلنوشته های یک گیک!

دلنوشته های یک گیک!

بهراد ایکس

با سلام ؛ بهراد هستم! طراح تجربه کاربری حرفه ای و برنامه نویس مبتدی و مهندس مکانیک آینده و با آرزو های خیلی بزرگ! اینجا هم جاییه که احساساتمو با شما شریک میشم.
اطلاعات بیشتر رو میتونید از "بیوگرافی" بخونید.

هر روز چک میکنم
آخرین نظرات

کنکور نامه ، اشتباهات من

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ

با سلام! راستشو بخواین میخواستم توی این پست راجب سیزده به در سال 94 که تصمیم به خودکشی گرفتم و چرا خودکشی نکردم و اینا صحبت کنم، ولی دیدم بهتره که توی سالگرد این اتفاق براتون این تجربه رو بنویسم.  توی این پست میخوام راجب اشتباهاتی که من در دوران کنکور خودم انجام دادم حرف بزنم. خودم به شخصه معتقدم نصیحت کردن بی فایدست و تنها انتقال تجربست که به آدم کمک میکنه؛ منم میخوام همین کارو بکنم. امیدوارم شمایی که چه کنکوری چه پشت کنکوری هستی این اشتباهاتو تکرار نکنی. پس شروع کنیم ...


اولین اشتباه من...

مقایسه

مطمئنن اگه کنکور نامه های منو دنبال کرده باشید، میدونید که راجب مقایسه (که به اشتباه بهش میگیم رقابت!) توی آخرای "جنگ بر سر استرس" حرف زدم. این اون نیست، اینی که من میگم یه چیزیه بد تر از این.
زمان که میگذره، به کنکور که نزدیک تر میشی، از بس با این و اون مقایست میکنن که آخرش خودتم خودتو با اونا مقایسه میکنی ... این خیلی بده ... خیلی بد ...
- [ناگهان اشک از گونه هایش جاری میشود...]
ما به نسلی تبدیل شدیم که موفقیت و خوشبختی دیگران برای ما عذاب آوره! موفقیت و خوشبختی ما هم برای دیگران ... کلن خودمون با خودمون درگیریم. شاید این یکی از دلایل جهان سومی بودن ایران باشه. اما علی الحساب چیزی که عیانه اینه که توی دوران کنکور خیلی از ما ها جهان سومی میشیم!
اون جوی که شما بهش میگی رقابت، رقابت نیست عزیز من، مقایسست. اولش تو رو با دیگران مقایسه میکنن و انقدر تو رو با این کار عذاب میدن که بهش عادت میکنی. وقتی هم که نیستن تو رو مقایست کننن، خودت این کارو انجام میدی...
دوست من، بزرگترین رقیب تو خودته، خودِ خودِ خودت ...

غم و غصه

دقیقن یادمه که توی پیش دانشگاهی (که بعدها فهمیدیم اسمش شده سال چهارم)، مواقعی که میرفتم مدرسه مدام غمگین بودم. برمیگشتم خونه غمگین بودم. توی مهمونی ها و دورهمی ها یه گوشه کِز میکردم و... . میگن آدمایی که افسرده و غمگینن زیاد میخندن، برای من هم همینطور بود. من زیاد میخندیدم ولی توی وجودم از بیخ و بن ناراحت بودم.
دلیل ناراحتیمم خیلی چیزا بود. از چیزای شخصی و خانوادگی بگیر تا کنکور و مدرسه و اینی که میگن " تو ایران مهندسا بیکارن" و "درس عاقبتی نداره" و... . همه اینها باعث میشد من رفته رفته سست تر بشم. و صد البته پدر و مادری که درکت نمیکنن و فکر میکنن تنها مشکل تو پوله. نمیدونن که تو به غیر از اون پول کوفتی به یکم محبت هم نیاز داری. من هنوزم که هنوزه حالم از مدرسه ای (که مثلن اسمش تیزهوشان بود) به هم میخوره.
این مورد و بقیه موارد باعث شد که من رفته رفته افسرده تر بشم و ذهنم آشفته تر بشه. آسیب روحی روانی که من توی اون برهه از زندگیم تجربه کردم با هیچ چیز درست نمیشه.
بالطبع هر آدمی سعی میکنه یه جور غم و غصه هاشو بروز بده، برای من این کار گوش دادن به رپ بود. یادمه مدام به آلبوم "آوار" از علی سورنا و "اشتباه خوب" از بهرام نورایی گوش میدادم و اشک میریختم باهاشون. فک کنم هر شب حداقل نیم ساعت قبل خواب به اینا گوش میدادم.
الآن که به گذشته نگاه میکنم، میبینم که یه احمق به تمام معنا بودم. اینی که رفته رفته غمگین تر میشدم این بود که به حرف دیگران اهمیت میدادم، همون افرادی که من اولویت آخرشون هم نبودم. ای کاش به جای گریه کردن و عذاب دادن خودم کمی بیشتر وقت خودمو صرف خندیدن و شاد بودن میکردم.
نگران نباشید بعد کنکور میفهمید کنکور اونقدرا هم چیز بزرگی نیست. بزرگتر که میشید میفهمید که اون امتحان ریاضی که توی سال دوم دبیرستان اونهمه براش درس خوندید و زحمت کشیدید هیچ تاثیری توی آینده شما نداشته. خیلی از چیزایی که الآن برات مهمن 5 سال دیگه کوچکترین ارزشی برات ندارن... غصه نخور ...

حذف تفریح

"باید کامپیوترتو جمع کنی"، "گوشی رو بزار کنار"، "چقدر میخوای بری بیرون؟ برو بشین سر دَرست"... اینا حرفهایی هستن که هر کنکوری از نزدیکا و پدرُ مادرش میشنوه. من هم از این قاعده مستثنی نبودم و  هر چی وسیله ی تفریح داشتمو حذف کردم. خیلی ها معتقدن که این کار کاملن درسته و سودشو در آینده خواهید دید. این حرف تا زمانی درسته که 2،3 ماه مونده به کنکور (که دوران جمع بندیه)  این کارو انجام بدی ، نه 12 ماه مونده به کنکور! اگه همه ی تفریحاتتو برای یه مدت طولانی از بین ببری و فقط و فقط درس بخونی، خیلی زود از دزس زده میشی و توی یه فازی قرار میگیری که من اسمشو گذاشتم خستگی روحی. (توی آخرای "از کی بشروع کنیم؟ روزی چقدر بخونیم" راجبش صحبت کردم.) برای من هم این اتفاق افتاد. من از مهر پیش دانشگاهی (حالا نزنید منو همون سال چهارم) همه چی رو گذاشتم کنار. توی دوران جمع بندی هم ضررشو دیدم. من پتانسیل اینو داشتم که توی دوران جمع بندی روزی 12 ساعت (با همون نظام جزا که توی همون پست گفتم بهتون) درس بخونم اما این مقدار هیچوقت بیشتر از 7 ساعت نشد. همش هم به خاطر خستگی روحیم بود. الآن که فکر میکنم میبینم اگه روزی نیم ساعت میرفتم پیاده روی یا یه گیم خاصی رو هر روز از ساعت 3 تا 4 بازی میکردم هیچ اتفاق خاصی نمیفتاد هیچ، خیلی هم بهتر میشد واسم.
البته توجه داشته باشید که این حرفها مقدمه افراط و تفریطتون نباشه. تفریح اندازه ای داره و هم به صفر رسوندنش اشتباست و هم روزی 10 ساعت تفریح کردن.
یادتون باشه که درس اولویتِ "اول" شماست، نه تنها اولویت شما.



دیر جمع بندی کردن و

رعایت نکردن ترتیب همیشگی تست زدن

از نظر من و خیلی از افراد کار بلد دیگه، بهترین زمان جمع بندی 3 ماه مونده به کنکوره؛ عده ای هم میگن که باید بعد عید کلن جمع بندی کنید. متاسفانه من 1.5 ماه مونده به کنکور جمع بندی رو شروع کردم و این کار من مرگبار ترین اشتباه من بود. من نتونستم همه ی درسها رو کامل و اون طوری که باید جمع بندی کنم و توی کنکور هم ضربشو خوردم. میتونم بگم ریاضی رو (که مهم ترین درس برای رشته ریاضیه) رو نتونستم خوب جمع بندی کنم و این حرف کمی نیست ... .
همین کار باعث شد که من سوالات اختصاصیمو از فیزیک شروع کنم به حل کردن و ریاضی رو نگه دارم برای آخر که خلاف عرف همیشگیم بود. چون من درسها رو به ترتیب از ریاضی شروع میکردم و آخرش با شیمی تموم میکردم. این تغییر رویه ناگهانی (اونم فقط برای روز کنکور) یک اشتباه به تمام معنا بود، نباید کاری رو که قبلن امتحان نکردم رو توی کنکور امتحان میکردم. ضرر این ماجرا برای من این شد که وقتی سوالای خیلی سخت فیزیکو دیدم، استرس گرفتم و این همه چیزو خراب کرد. از طرفی همین استرس باعث شد که در آخر برای ریاضی وقت کم بیارم و نتونم سوالای خیلی ساده گسسته رو جواب بدم.
یادتون باشه که روز کنکور، روز آزمون و خطا نیست! به هیچ وجه روش هایی رو که قبلن امتحان نکردین رو روز کنکور امتحانش نکنید!

فک کنم تا همینجا کافی باشه. اینها بزرگترین اشتباهات من بودن که باهاتون به اشتراک گذاشتم. خوشحال میشم اگه شما هم نظراتتون (یا اگه پَساکنکوری هستید تجربیات یا اشتباهاتتون) رو با من به اشتراک بگذارید. ممنونم که تا اینجاش منو تحمل کردید. فعلن!
  • ۹۵/۱۰/۱۸

کنکور

نظرات (۷)

  • لوسیفر زوبع
  • یادمه واسه کنکور هیچی نخونده بودم. آورده بودم 44 هزار.
    الان هم میفهمم اینجا آدم با درس خوندن هیچی نمیشه،4 سال عمرمو تلف کردم الهیات خوندم هیچی به هیچی. -_-
    پاسخ:
    درس هدف نیست، وسیله است. تا هدف نداشته باشی درسی که میخوره پشیزی ارزش نداره.
    راستش من هنوز 2 سال مونده تا کنکورم ....
    ولی یادمه سر امتحان فیزیک که دبیرمون گفت سوالامو سخت میارم(بعضیاشون عادت کردن به گفتن این)
    من و دوستام جو اون حرف رو گرفتیم و چیزای عجیب غریبی می گفتیم
    مثلا من با خودم گفتم اره دو روز فرجه دارم بجز خواب کلش رو می خوام بشینم درس بخونم
    دوستم هم داشت ساعتا رو جمع می زد!
    اونقدر رفته بودیم تو استرس سوالای سخت که نرسیدیم خود کتاب رو خوب بخونیم .
    تست قلم چی می زدیم و از روی کتابای قلم چی می خوندیم
    بعد روز امتحان...
    افتضاح شد
    بزور راضیش کردیم که یه امتحان دیگه بگیره
    و از همون روز فهمیدیم واسه ی یه امتحان نباید زندگی رو تعطیل کنیم و به جای درس خوندن از روی کتاب جزوه بخونیم و از روی کتاب کمک درسی حل کنیم یا کلا استرس یه حرف رو بگیریم .
    منم تیز هوشان قبول شدم ولی خب...
    آخرش نرفتم
    می دونستم جو اون جا جوریه که همش استرس به ادم تزریق می کنن و بچه ها همش رقابت می کنن با هم
    من همش دوهفته اون جا بودم
    ولی توی همون دو هفته خیلی چیزا دیدم و هر چی اونا رو به بقیه می گفتم باور نمی کردن
    وقتی رفتم مدرسه ی معمولی
    فهمیدم بجز اسمش فرق زیادی با مزایای تیز هوشان نمی کنه
    معلم همون جوری از روی کتاب درس می ده
    که توی تیز هوشان درس می داد
    البته بجز اینکه تا ساعت 2 ظهر نگهمون می داشتن
    من فرقی نمی دیدم توی زمینه ی درسی
    نمی دونم شایدم فرقی از نظر بقیه داشته باشه
    من دوهفته اون جا بودم
    شاید زود قضاوت کردم شایدم نه
    ولی کلا بین معلمای اون جا و مدرسه معمولی فرقی ندیدم
    به نظر منم اشتباهه که می گن فقط درس بخونید
    انگار براشون یه بهانه شده
    شاید یکی نرسه درسو بخونه و نمره ی خوبی بگیره
    جلوی همه بهش می گه شما ها همش می رین تو تلگرام و می رین گردش
    واسه همین نمرتون میاد پایین
    من روز قبل امتحان ریاضی که یه روز و نصفی بیشتر فرجه نداشت
    مادرم قلبش می گیره
    می بریمش بیمارستان
    خوب اینم یه اتفاقه
    بعد که اینو به معاون مدرسه گفتم حدس بزن چی گفت !
    گفت تو توی بیمارستانم باید کتابتو می بردی درستو می خوندی!
    اون جا بود که دوستام داشتن جلومو می گرفتن که بلایی سرش نیارم!
    منظره ی عجیبی شده بود...
    پاسخ:
    راستیتش این حرف شما (در مورد سمپاد و اینا) برای شهرستان ها تا حد زیادی درسته ولی برای تهران نه. توی تهران دبیرستان های تیزهوشان مبلغ های نسبتن هنگفتی رو میگیرن تا بعضی از معلمای نکته محور رو برای تدریس بیارن. یا مثلن دبیرستان هایی مثل انرژی اتمی که من شنیدم به ازای هر سال 16 میلیون (حداقل) پول میگیرن تا معلمای خاص رو بیارن.
    البته اینم بگما معلم فقظ وسیلست باید خودت بشینی بخونی. آدمی رو میشناسم باباش 12 میلیون خرج کلاس کنکور و اینا کرد آخرش رتبش در حدی بد بود که خجالت میکشید رتبشو بگه.
    من امسال بیش از هر موقعی تو زندگیم دچار استرس شدم وقتی میگم استرس منظورم فقط یه دلشوره و نگرانی نیست طوری میشم که حتی نفس کشیدنم برام سخته دهنم خشک میشه و رنگم کاملا میپره
    از طرف خانواده اصلا تحت فشار و اینا نیستم ولی نمیدونم چرا خودم انقدر وسواسی شدم مخصوصا که به آخر هفته ها میرسه و میبینم تعداد تستام دلخواهم نبوده افسردگی میگیرم و دچار سردرد میشم(البته جدیدا تا اینطوری میشم میرم خرید که خیلی جواب میده) باید تا الان درسای پیش یک رو جمع میکردم بعضیاشو فقط تونستم تازه اونم نه به طور کامل و عالی
    احساس میکنم همه ی زمانی رو که بایدو از دست دادم و خب مقایسه ماها چه بخوایم چه نخوایم از طرف مدرسه یا دیگران قضاوت میشیم
    پاسخ:
    اگه با یه برنامه خاصی میرید جلو چرا استرس میگیرید؟
    اشتباه شما اینجاست که میگید ب"یابد تا الآن پیش یک رو جمع میکردم.". نه خیر این اشتباهه و شما بعد عید باید جمع کنید. اگه از قبل عید جمع بندی کنید تا کنکور عملن چیزی یادتون نمیمونه.
    اگه اشتباه نکنم از الآن تا کنکور حدودا 5 6 ماه مونده. یه نفر که داوطلب ریاضیه با معلومات صفر شروع کنه به خوندن میتونه 10 هزار کشوری بیاره. شما که خیلی قبل تر شروع کردی ببین کجایی الآن.
    ولی آخرش استرس شما رو درک نکردم، مگه به تعداد تسته؟ من یادمه یه روز 2 ساعت فیزیک خوندم و توی اون دو ساعت فقط 4 تا تست حل کردم. اما عوضش کاملن قضیه رو فهمیدم و بعد اون مشکلی با مبحثش نداشتم. تعداد تست شاید برای درسای حفظی (مثلن زیست و دینی) خیلی اهمیت داشته باشه ولی برای شمایی که ریاضی هستی (اگه اشتباه نکنم) درک پیدا کردن از قضیه خیلی مهم تره. به شما توصیه میکنم توی بعضی درس های مفهومی (مثل فیزیک) تست های سخت هم حل کنید و برای دوران جمع بندیتون علامت گذاریشون کنید. زیاد هم نگران تعداد تست هایی که میزنید نباشید. شما اول باید به یه درک جامع از مبحث برسید بعد برید سراغ زمان گرفتن و این داستانا.
    [البته همه اینها زمانی به درد میخورن که برای زندگیتون هدف درست و حسابی داشته باشید وگرنه رتبه کنکور پشیزی ارزش نداره.]
    تا الان خیلی موفق بودم روی کنترل استرسم امیدوارم بازم بهتر بشم و تا روز کنکور به حداقل برسونمش
    بله خب من نظرم اینه که رو تعداد تسته حداقل توی درسایی که تست و تمرین بیشتر کار کردم یا یه منبع مناسبشو شناختم خیلی موفق تر بودم اما یکم با حرفتون درمورد عید امید پیدا کردم
    و همه ی دنیا میگن الان وقت جمع بندی پیش یکه حتی ضعیف ترین شاگرد دنیا هم همین نظرو داره.
    نمیگم بد بوده عملکردم توی دی ماه ولی بهترین خودم نبوده و ازین ناراحتم
    پاسخ:
    توی دوران جمع بندی شما اولش شروع میکنید به جمع کردن مطالبی که تا الآن خوندید و بعد از اون شروع میکنید به صورت آزمایشی کنکور بدید. روشی که خیلی خوبه و من حسرت میخورم چرا اون کارو نکردم روش سه روز یکباره. شما روز اول آزمون میگیرید و بعد از ظهرش اصلاح میکنید و فردا و پس فرداش شروع میکنید به رفع اشکال کردن درباره اشتباهاتتون در اون آزمون. احتمالن از 1.5 ماه مونده به کنکور این کارو شروع کنید. پس بدونید که (اگه از عید شروع کنید به جمع کردن) 2 ماه وقت دارید برای جمع بندی کردن همه مطالبی که خوندید و اگر هم مطلبی موند، میتونید توی دوران آزمون (1.5 ماه پایانی) هم روش وقت بگذارید( مثلن روز سوم رو به این کار اختصاص بدید.) منبع آزمون هاتون هم به خودتون بستگی داره ولی باید تفاوت سبک کنکور رو توی سال گذشته هم در نظر بگیرید. احتمال میدم انتشاراتی های مختلف کتابهای جدید تری توی این زمینه چاپ کنن.
    به هر حال زمان به نفع شماست. کافیه که سخت نگیرید!

    پست بعدی کی میاد؟
    پاسخ:
    اگه منظورتون کنکور نامه هست هنوز چیزی تو ذهنم نیست، شاید یه هفته یا بیشتر. چون درگیر امتحاناتم  پایان ترمم و دوشنبه هفته بعد آزاد میشم. 😁
    امتحانای ما که با فوت آیت الله رفسنجانی بیشتر طول کشید و یحتمل تا 5 شنبه امتحان داریم.
    امیدوارم امتحانای خوب و موفقیت آمیزی رو پشت سر بزارین
    #ترم_دومی
    پاسخ:
    ممنون، همچنین شما
    سال پیش که قرار بود کنکور بدیم من استرسم خیلی زیاد بود و بعضی وقتا ازبس درس میخوندم اوردوز میکردم و دو هفته ی بعدش هرکاری میکردم نمیتونستم به فاز درس خوندن برگردم. فروردین هم ک قرار بود قسمتی از درسایی که تابستون قبلش خونده بودم رو مرور کنم کلا درس نخوندم(شما فک کن یه کنکوری یه ماه کامل دست به کتاب نزنه) اردیبهشت و خرداد کل درسایی ک نتونسته بودم تو طول سال بخونم رو خوندم(کم نبود هآ!) و دقیقا از اول تیر شروع کردم به روش سه روز یکبار(حتی صندلی قرض گرفتم که رو اون بشینم امتحان بدم واس خودم) این روش بهم کمک کرد که تو حس کنکور برم و استرسم خیلی خیلی کم شد به حدی که روز کنکور هم مثل بقیه ی روز ها شد برام و کلا ریلکس بودم!
    رتبه ای هم که آوردم همونی بود که انتظارش رو داشتم و الان هم از رشته و دانشگاهم کاملا راضی ام!
    یه توصیه به دوستانی که قراره کنکور بدن: زیاد واسه خودتون سخت نگیرید و برنامه ریزیتون رو طوری انجام بدید که بازدهتون رو بیشتر کنه نه ساعات مطالعه. ممکنه یکی 12ساعت در روز درس بخونه و رتبش از اونی که 7ساعت میخونده بدتر باشه. عاقلانه تصمیم بگیرید احساساتی نه!
    با آرزوی موفقیت برای همه
    پاسخ:
    ممنونیم از مصطفی.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.